فروشگاه

چگونه می‌توان به مُلاقات محبوب رفت
پژوهشی شتاب‌زده در:
تعریف و تبیین بعضی از ابعاد هندسۀ کیفی و کمّیِ «عمل صالح»

۱۰,۰۰۰ تومان

چگونه می‌توان هر زمان به مُلاقات محبوب رفت، و او را در خلوت‌خانۀ وصال به آسانی شهود کرد:
مقدّمه:

یکی از آرزوهای انسان «دیدن خُدا» و «مُلاقات با محبوب و معبودِ» خویش است. برخی آیات مانند آیۀ شریفۀ آمده در زیر، «عالَم» را سراسر جلوه‌گاهِ جمالِ یار دانسته، و نظر به هر سمت و سـویی را نظـر بـه «صورت‌ی از معبود و محبوبِ یگانه» می‌داند:

وَ لِلَّهِ ٱلْمَشْرِقُ وَٱلْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ ٱللَّهِ إِنَّ اللَّهِ واسِعٌ عَلیمٌ [قرآن کریم، ۱۱۵ : ۲ (بقره)]

مشرق و مغرب، از آن خُداست! و به هرسو، روی کُنید، پس همان‌جا «وجه‌ِ خُدا»ست! خداوند فراگیرنده‌ای داناست!
و در بسیاری دیگر از آیات (که برای بندۀ عاشق به لقاءاالله، به‌منزلۀ نامۀ یار، و در مقام ابلاغِ مُحبّـتِ دوست و دعوت او به خلوت‌خانۀ وصال می‌باشد)، به نظر می‌رسد که برآورده شدن ایـن آرزوی برتـر و این هدفِ برترین را تنها در بهشت مُمکن می‌داند. و آن‌چه که بسیار برای بندۀ صادق و عاشق لایق دردآور و رنج‌آور است همان غمِ هجران و دور بـودن ایـن وعده‌گاه و وعدۀ وصل است. این معنی که آیا زمانِ این لقاء و یا ملاقات، زودهنگام و نزدیک است و دست‌یافتن به آن آسان؟ و یا این‌که بسیار دور و رسیدن به آن نیز بسیار مُشکل است؟ این که آیا این مُلاقات و رویاروئی با محبوب در همین دنیا و در طولِ همین زندگیِ مادّی واقع می‌شود؟ و یا تنها در جهانِ پس از مرگ و در بهشتِ برین انجام می‌گردد؟ و یا این که اُصولاً منظور از «مُوت» و یا «مرگ» چیست؟ و جهانِ پس از مرگ (یا آخرت) کُدام است، و در کُجا قرار دارد؟ آیا منظور، همین «مرگِ طبیعی: (و به عبارتی نابودیِ جسم ِمادّی انسان، و تبدیل شدنِ آن به صورتِ دیگری از انرژی) است؟ و یا اُصولاً در بیانِ «مردن» و «به استقبالِ مرگ رفتن» به منظور رسیدن به آخرت و ملاقاتِ محبوب در بهشت، معنایِ دیگری مُراد است؟ و شاید بسـیاری از سـؤال‌هـای دیگـر (کـه پرداختن به همۀ آنها تقریباً ناممکن بوده و ما را از هدفِ اصلی‌مان در این بحث دور می‌کند. برای رسـیدن بـه درکِ درست‌ی از مفهومِ آیۀ شریفه و یافتن پاسخ‌ی هرچند ناقص به سؤال‌های‌ طرح‌‌‌‌‌‌‌ شده، باید باحوصله، بحث را پی‌گرفت و درآن مرحله‌به‌مرحله پیش رفت. لیکن تا آن‌جا که (بنا بر مثالِ معروف: آب دریا را اگر نتوان کشید * هم به‌قدر تشنگی باید چشید) فرصتِ کُوتاه این مقال اجازه می‌دهـد، در نظـر داریـم تـا، در نگرشـی هرچنـد شتاب‌زده و ناکافی، امّا دقیق و لطیف به بررسی و تحقیق پیرامُون چگُونگی کمّی و کیفی برخی ابعاد از پاسُخ به سؤالات فوق، یعنی «عمل صالح» بپردازیم.

حساب کاربری
X