بهجهت شرکت در همایش بینالمللی
وقف و تمدّن اسلامی
۲۲ و ۲۳ آبان ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت
۱۰,۰۰۰ تومان
قبل از پرداختن به موضوع اصلی بحث یعنی «جایگاه سنّت الهی وقف در ایجاد تعادل و پایداری در سازمان فضائی شهر اسلامی» توجّه به مقدمه زیر (که در حقیقت نوعی معرفی ساختار کلّی مقاله و بازنمائی دریچهای مناسب بهمنظور ورود بهتر به حوزه مربوطه از اندیشه است) مُفید و بلکه ضروری به نظر میرسد.
در حقیقت مقاله حاضر از سه بخش مرتبط با یکدیگر تشکیل یافته، و چگونگی روند آن (بر مبنای سیر از معنی به ظاهر، و از محتوی به صورت سامان داده شده است. مبانی ارائه شده در بخش نخست مقاله شرح چیستی و منشاء و اساس عقلانی (ظاهراً پنهانِ) موضوع وقف، و جایگاه آن در جهانبینی توحیدی و عدالت محور اسلام است. به عبارت دیگر، مبانی نظری مورد اشاره در زیر همان شرح چیستی حقیقت «عدالت» و «چگونگی نقش آن در به تعادل رسانیدن سازمان انسانی جامعه و شهر، و نظام زندگی اجتماعیِ مطرح در اندیشه اسلامی» است، که نهایتاً در موضوع کاربردی وقف و فعل واقفین، و به وجود آمدن موقوفات، ظهوری مادّی وفعلیّتی کالبدمند پیدا نموده، و بر همین اساس بخشنهائی اینمقاله، نقش مؤثّر و کارآمد وقف و موقوفات را در ایجاد تعادل و پایداری در سازمان فضائی شهر اسلامی آشکار خواهد ساخت.
مبانی نظری بحث: عبادت، هدف آفرینش
هدف از آفرینش انسان، مطابق با بیان مستقیم قرآن کریم، همان «کمال انسان» یا بندگی خالصانه، و یا بعبارتی فارغ شدن حقیقتِ وجودیِ انسان (یعنی قلب یا عقل) از منیّت و هوای نفس و سودجوئی فردگرایانه) است. [۱]
دارالسّلام[۲] در فرهنگ قرآنی یعنی «بهشت»، و در علم واژهشناسی نیز همان «خانه سلام و اعتدال» است. و انسانِ مسلمان نیز وظیفهای جز آفرینش، و یا به عبارتی، به تجلّی نشانیدن حقیقت آن دارالسّلام معنوی و روحانی در صورتی کالبدی یا آئینهای زمینی ندارد. حتّی این نوشتار بر آن است تا وجود عینی و حقیقی دارالسّلام را در نظام اسلامی هر جامعهای ادّعا کند. ادّعای این نوشتار آن است که دارالسّلام همان زمین (در صورت و ساختار طبیعی آن) است، همان بهشت پنهانی است که در رحم طبیعت در پرده بوده، و هر انسان مسلمانی وظیفه دارد تا آن را کشف کند، و پرده از رخسار آن برگرفته، و جسم و جان خود و همنوعانش را در دامان امن و امان آن آرام و قرار دهد.
منابع:
۱- قرآن کریم، ۵۶ :۵۱ : (ذاریات): «وَ ما خلقتَ الجِنّ و الانس الا لِیعبدون»
۲- واژه «دار» در «دارالسّلام» به معنای عمومی «خانه» و تخصّصی «محیطی دورمانند و محورمند» بوده؛ و «ال» در «السّلام» نیز شناساکننده سلام است. در حقیقت، این «الف و لام» در واژه «السّلام»، «سلام» بهعنوان «نام خود خداوند» را از انواع سلامها و یا شبه سلامها جدا میسازد. به عبارت دیگر «دارالسّلام» یعنی «خانهای و یا محیطی دورمانند و محورمند که جز سلام یعنی خداوند سلام و کمالات (یا نامهای نیکوی) او در آن و در محور و مرکز آن وجود ندارد. همچنین رکب طبیبیان، سیّدحمید، فرهنگ عربی فارسی لاروس.
نور مهراز
تهران، سهروردی جنوبی، نبش امین زاده، پ ۳۰