اگر چه این ادّعای بسیار بزرگی است. ولی این سُخنی گزاف و سُخن مندرآوردی از بنده و یا امثال بنده نیست. بلکه بُنیاد این بیان علمی بر آیه عظیمالقدر پساشاره از قرآن کریم اُستوار است، و در اصل، به داستان آغاز آفرینش و به بُنیان «موضوعیّت آفرینش آدم و بنینوع او در زمین» باز میگردد.
۱۰,۰۰۰ تومان
به اسم «االله»، و به اسم «االله الرّحمان الرّحیم»: «مُدیر بلامُنازع اندیشۀ آدمی)
نظر اسلام بر این است که انسانها، و همۀ افراد نوع انسان (اعمّ از شهری و رُوستائی، و مُتمدّن و وحشی و …)، پیشاپیش: از همان لحظهای که از مادر مُتولّد میشوند و حتّی بسیار قبل از آن، در بدو شروع آفرینش نوع انسان در جهان) «جواهر علمی یا عقلی لازم برای دانستن همۀ چیزها» را در اختیار دارند. و عاقلۀ ناطقۀ انسانی، بدواً، و در مقام ملزوماتِ بُنیانیِ موجودیّت خود در جهان، «قوّه تمییز خوب و بد و زشت و زیبا از یکدیگر» را نیز بر تختگاه حاکمۀ عاقلۀ خود حاضر و فعّال دارند، قوّهای که در زُمره دارائیهای پایهای خویش از تمامی لوازم و معیارهای لازم برای شناخت برخوردار است. و میتوانیم بگُوئیم که ایشان (یعنی: انسانها) دانش به هر چیز و انجام هر کار را بهصورت بالقوّه در لوح فشردۀ ذهن خویش دارا هستند. ایشان در کسب مقام عالیۀ عقلی خویش و رسیدن به توان برخورداری و بهرهمندی بایسته و شایسته از آن علوم و فنآوریهای بالقوّه، تنها و تنها احتیاج به «یادآوری و کارگیری مُستمرّ آن جواهر و نیروها» دارند. گُو این که جواهر همۀ این علوم و فنآوریها را قبلاً و پیش از آمدن به این جهان (بلکه: بهعنوان پیششرط آمدنشان به جهان) آموختهاند، و در موضوع اصلی یا عنوان بخش مبانی نظری پروژۀ این جهان بایستی «یادآوری شوند» تا همهچیز یادشان بیاید. پایاننامۀ کارشناسی ارشد بنده یعنی: «پروژۀ طراحی مجموعه مرکزی فرهنگی مذهبی و اقتصادی شهرکُرد» (که تحت راهنمائیهای حکیمانۀ علّامۀ مرحوم جناب محمّدتقی جعفری، بسیار نوآورانه و با موفقیّت بسیار بالا سپری شد) نیز «ذکــر» بوده است.
«ذکــر» در لغت یعنی «یادآوری» است. و اساسیترین سُخن در آن رساله این بود که: در حقیقت باطنی امر، انسان «جوهر علمی و فنّی به وجود آورندۀ همه چیزها» را پیشاپیش میداند. انسان (یعنی: هر کودک نوزاد،) وقتی به دنیا میآید، جواهر بُنیادین و وجودبخشندۀ به همۀ چیزها را میداند؛ اصل و اساس لازم برای کسب و فهم و درک و ذخیرۀ تمامی علوم اوّلین و آخرین را میداند، از آغازین لحظۀ تولّد هم میداند. امام علی علیهالسلام نام این علم درونذاتی نفسِ انسانی را «علم طبیعی» میداند، و این که بدون حضور در سلامت و فعّالیّت سالم آن علم، «تعلیمپذیری و دانشآموزی» و «دسترسی انسان به هرگُونه علم اکتسابی» نامُمکن است. و البتّه این معنا در ظاهر با سُخن خداوند در آیۀ ۷۸ از سُورۀ مُبارکۀ نحل از قرآن کریم در تضاد میباشد، و سُخن از «پاک بودن ذهن کودک از هر گونه علم میکند» فرق دارد. امّا در واقع پیام آیۀ مورد اشاره ۳ این است که انسان در بدو تولّد (و بهصورت بالفعل) «علم مخصُوص نسبت به اشیاء خاص و موجود یا به وجود آینده» را ندارد، و این با سُخن و ادّعای قرآنبُنیان ما (در موضوع «علم قوّه عاقلۀ انسان به جواهر علمی اشیاء یا حتّی برخورداری ذاتی از آنها، و بلکه قدرت و علم زنده و خلّاقۀ او در آفرینش اینجهانی آنها») در تضاد نیست.
نور مهراز
تهران، سهروردی جنوبی، نبش امین زاده، پ ۳۰