۱ .مشکل اسلامی نبودن معماری امروز کشورمان را چگونه میتوان کارسازی نموده و درد بیهویتی آن را درمان کرد؟
۲ .با عنایت به شکوفندگی روزافزون عقل و اندیشۀ الهی انسانی و فرآیندمداری تکاملمحور راه زندگی، آیا میتوان معماری اسلامی را نیز حقیقتی زنده و دارای نفسی پوینده و کمالگرا به حساب آورد؟
۳ .جایگاه «تجربه» و «تجربهمداری» در آموزش و توسعۀ ریشهمند دانش هنر، معماری و شهرسازی اسلامی کجاست؟
۱۰,۰۰۰ تومان
اگر هر تبدیل و تحوّلِ نظاممندی یا ایجاد هر نوع گوناگونیِ کمالمحور در صورت یک شیء را یک «جزء حرکت» از مجموعۀ جزء حرکتهای مطرح در نظامِ مرکبالجزاء و البته فرآیندمدارِ حرکت تکاملی شیء در موجودیّت زمینیِ آن بدانیم و بنامیم، با توجه به اصلِ بنیادین ثبات و جاودانگی جوهرۀ عقلانیِ یک شیء و ثبات و پایدار اصول یا سنتهای عقلی جاودانه و تبدیلناپذیر و تحویلناپذیر الهی در فرایند کمالمحور آفرینش جهان، این تبدیلها و دگرگونشدنهای پیدرپی و البته صوری (یا همان تجلیّاتِ گوناگون و صورتمند برآمده و وجودپذیرفته از حقیقت واحدۀ آسمانی یا علمی یک شیء) هستند که (درمجموع) تحقق بایسته و شایستۀ حرکت متحدالاجزاء و در وحدت شیء را در نیل به هدف مقصود (یعنی: نیل به همان کاملترین صورت از پیش تعریف و تبیینشده برای شیء در همگونی با صفات دانشبنیان الهی) محقق میسازد. این تبدیلها و دگرگونشدنهای پیدرپی (و البته نظام مند و فرآیندمدار) در صورت، (اگرچه در پاسخ به گوناگونیهای واقعشونده و متوالی در صورت نیازهای شیء یا اشیاء موجود در عالم به یکدیگر است، ولی) خود این فرصت طلایی را بهدست هنرمندان و معماران هر عصر و زمان میدهد که در پرتو نور شکوفنده و روزافزون اندیشۀ انسانی، بههمراه دستمایههایی از جنس علم و تکنیک و تکنولوژی که از میدان تجربههای گذشته و حال خود به همراه برمیدارند، قدمی دیگر و فراتر در بسترِ پیمایش «راه زنده، فرآیندمدار یا تکاملمحور هر چیز با مقصد همگونی با مُطلق کمال» (یعنی: همان «صیرورت الیالله»)بردارند. در این مقاله میخواهیم این حقیقت فراموششدۀ قرآن بیان را دوباره رونمایی کنیم که یکی از بزرگترین و خداییترین راهکارهایی که میتوانیم مشکل اسلامی نبودن معماری کشورمان را بدان واسطه کارسازی نموده و درد بیهویتی معماریمان را در بستر پیمایش راهی البته تدریجمند، آرام آرام (ولی مطمئن و نتیجهبخش) درمان کنیم، پیگرفتن دوبارۀ «راه طبیعی یا الهی شکوفندگی» یعنی: «تجربهمداری تفکّرمحور و دانشبُنیان» است.
هدف اصلی این مقاله ارائۀ بیان نسبتاً مشروحی از این معنای بسیار عظیم است که تجربهمداری تفکّرمحور و دانشبنیان همان کارستانی است که پرورشدهندۀ رحمان در دل زنده و هوشمند رَحِمِ رشددهندۀ متصّل و بهرهگیرندۀ از رحمانیّت و غفاریّت دانشمدار خود (یعنی: در دل زمین و عالم طبیعت) برای تحقّق کامل شکوفندگی روح و عقل انسانی بر پا داشته است. در واقع امر، هندسۀ گوناگونشوندۀ صورت ظاهری یا جسمانی آثارِ ما (در عینِ ثبات جوهرۀ معنایی و سازمان تغییرناپذیر عقلانیشان)، «فرصت» و مسیر» یا «مصیر»ی است که پرورشدهندۀ رحمان یعنی حضرت الله، آن یگانه جاری مُتجلّی در آینۀ دانشهای نوبهنو، برای پیمایش طریق شکوفایی و رشد مرحله به مرحلۀ روح و اندیشۀ انسان تدارک دیده است، لذا، عدم استفاده از فرصت زندگی و کار و تلاشی دانشبنیان و تجربهمدار در این جهان، مساوی با بیرونرفت طفل روح و اندیشه از رَحِمی پرورشدهندۀ رحمان یا بریدهشدن راه تغذیۀ تازه به تازه (یا بند ناف) آن، و به تبع، محروم شدنش از جریان مستمر فکر و علم بالنده شکوفندۀ رحمانی و درنتیجه، بازماندن از پیمایش فآایند طبیعی رشد و بلوغ است.
نور مهراز
تهران، سهروردی جنوبی، نبش امین زاده، پ ۳۰