شکل گیری جامعه سنتی ایران بر پایه جهانبینی و ارزشهای اسلامی بوده است و هر آنچه را که به نام «معماری اسلامی» در تاریخ معماری خویش میشناسیم در بستر فرهنگی منسجم و جامع متولد و رشد نموده و تمامی نمودهای این فرهنگ، تأثیری عمیق از جهانبینی اسلامی بر خود دارد. ولی به همان اندازه که اصول عملی و کاربردی این معماری باید مورد نظر باشد، از مبانی نظری و علت غایی معماری فوق نباید غفلت نمود. معماری گذشته منطبق بر فرهنگ آن زمان بوده و انتظام فضائی آن، گواه تأثیر احکام شریعت در شکل دهی به روابط اجتماعی افراد و معماری مرتبط با آنها است.
از آنجائیکه نمود اسلام در زندگی عبارت است از شریعت و طریقت و حقیقت و در سه حوزه اصلی احکام، اخلاق و عقاید ظهور نموده است و با توجه به اینکه سه دانش فقه (تکالیف جوارحی)، اخلاق (خُلق و خوی جوانحی) و کلام (هستی شناسی و انسان شناسی)، در مطالعات سنتی مربوط به دین اسلام، سابقهای طولانی دارند، جهت آشنائی با چگونگی تأثیر علوم اسلامی بر معماری و شهر سازی آن دوران و ارتباط قوانین فعلی با علوم دینی، به شرح علم فقه و نحوه صدور احکام توسط یک فقیه میپردازیم.
در رابطه با واژه « فِقْه» گفته اند که آن اخصّ از علم است، زیرا آن عبارت است از علمى حسّى به علمى غائب و نامحسوس رسیدن، همچنین علم به هر چیز فقه به آن چیز و فهم آن است و به خاطر شرافت و فضیلت علم دین بر سایر علوم، واژه فقه بر علم دین اطلاق شده است. لذا فِقْه- علم به احکام شریعت است.[۱]
پس «فقه» در لغت به معنی فهم است اما فهم عمیق، فقها در تعریف فقه این عبارت را به کار بردهاند: فقه عبارت است از علم به احکام فرعی شرع اسلام (مسائل اصول اعتقادی یا تربیتی از این حوزه خارج است) از روی منابع و ادله تفصیلی.
منابع:
[۱] ۱- ترجمه مفردات، ج۳، ص: ۸۳
نور مهراز
تهران، سهروردی جنوبی، نبش امین زاده، پ ۳۰