فروشگاه

۱۰,۰۰۰ تومان

هندسهجاویدان (یا هندسه آسمانی در معماری اسلامی):

در راستای اثباتِ صحّتِ ادّعای فوق، و در جهت کشفِ حقیقتِ هنر و معماری اسلامی (البتّه درحدّ توان و بضاعت علمی بسیار اندکِ مُحقّق در محدوده‌های متعدّد و بسترهای عمیق تحقیق) کارِ حاضر (و کارهای دیگری که از بنده مُنتشر شده و یا در دست انجام و تکمیل است) بر آن است تا: از طریق کاوُشی نسبتاً دقیق‌تر در منابع ناب و درجه اوّل تفکّر اسلامی چون قرآن و حدیث، گام‌ی هرچند کوچک در این زمینه بردارد. بدیهی است مطالب عنوان شده در این تحقیق نیز (مانند بسیاری از تحقیقات موجود)، هرگز به‌معنای پاسخ جامع و کامل به مسئله نبوده، و صرفاً به عنوان برداشت‌های شخصی مُحقّق، محدوده بسیار کوچکی از این دریای عمیق و پهناور را در بر خواهد گرفت.

درباب موضوع خاص اینتحقیق نیز لازمبهیادآوری اینکه:

با توجّه به طرح سنّت‌های جاویدان الهی در باب آفرینش جهان و نظام حاکم بر آن در ادبیات پایه اسلامی چون قرآن و حدیث، منظور نظر مؤلّف در مقاله حاضر رسیدن به حقایقی در باب نوعی هندسه جاویدان و یا (به‌عبارتی آسمانی) قابل رجوع در هنر و معماری اسلامی است. البتّه غنا و فراوانی‌سخن درباب هندسه و انواع آن در ادبیّات علمی و مهندسی موجود دریائی بی‌حدّومرز را مانَد که حتّی نزدیکی بدان نیز توان و همّت بالای مردانی را می‌طلبد که از سختی‌ها نهراسند و مرزهای محدود‌کننده زمان را درنوردند. لذا بر خوانندگان محترم و اندیشمندان بزرگوار است تا کاستی‌ها را با دیده اغماض نگریسته و کژی‌ها را بر این ابجد‌خوان مدرسه راه بنمایند. بحث آمده در این مقاله نیز برداشتی خاصّ از مبانی‌نظری هنر و معماری‌اسلامی است که مدّتی است ذهن حقیر را به خود مشغول داشته و برای ارزیابی و تکمیل آن البتّه به نظرخواهی موشکافانه و یاری علمی خوانندگان و متخصّصین محترم سخت محتاجم.

به‌منظورِ پرهیز ازایجاد هرگونه سوءتفاهم در ذهن خوانندگان محترم ذکر نکات زیر نیز به‌عنوان بُنیادهای بحث ضروری است:

الف ـ منظورِ نظرِ مؤلّف از واژه‌هائی چون «هندسۀ جاویدان» یا «هندسۀ آسمانی» در این نوشتار چیزی بسیار فراتر و کُلّی‌تر از مفهوم هندسه اُقلیدسی و دائره محدود قوانین ریاضی و شکلیِ آن است. بلکه منظورِ نظر «هندسه عقلانیِ» (اشیاء در طبیعت) و نیز «هندسه اُصولی و ثابت (اُلگوهای رفتاری شریعت)» است. و این «هندسه عقلانی» (همان‌گونه که از نامش پیداست) نظامی است مُجرّد، واحد، فراگیر و آسمانی، و دائره حکومت قوانین آن مجموعه اندازه‌مندی‌های گوناگون حاکم بر هستی و چیستی هر یک از اشیاء و کُلّ عالم وجود (و از آن جمله آثار معماری و شهرسازی) است.

ب‌ـ صرف‌نظر از «هندسه اُصولی و ثابت (اُلگوهای رفتاری شریعت)» که بایستی در جای دیگری بدان پرداخت، مُعادل مفهومیِ هندسۀ آسمانیِ حاکم بر طبیعت و مجموعۀ جهان هستی، در فرهنگ و اندیشه قرآن و حدیث، (که موضوع اصلی این مقاله است) «تقــدیر» می‌باشد، که ادبیّاتِ مربوط بدان درفرهنگ و ادبیات قرآن کریم درمحدوده واژگانی چون «قدر»، «تقدیر»، «مقدَّر»، «مُقدِّر»، «قدیر» و . . .  عنوان گشته. مطابق با این بیان، هندسه آسمانی جهان هستی و اشیاء واقع در آن، به منزلۀ نوری است که به وسیله آن موجودات عالم مادّه و طبیعت (اعمّ از موجودات طبیعی و موجوداتی که بهوسیله انسان امکان وجود مییابند چون ابزار زندگی و حتّی مسجد و خانه و بازار و … )، پدیدار گشته، و برای یک‌دیگـــر، و برای انسان، قابل تعریف و تمییز (و در نهایت قابل شناسائی) می‌گردند. به‌عبارت دیگر، همه موجودات، و از آن جمله آثار معماری (چون یک مسجد، یک خانه، یک مدرسه و …، و حتّی اجزاء هر یک از آن‌ها)، تنها از طریق قرارگرفتن در این ساختار واحد و نظام‌مند است که امکان وجود یافته، و هر یک هویّت خاصّ و حتّی منحصر به فرد خویش را در ارتباط با دیگر اجزاء عالم هستی می‌یابند. به عبارتی، تنها از طریق این نور واحد است که مجموعه اندازه‌های کیفی و کمّی، صفات شکلی و حتّی مفهومی مخصوصِ به هرجزء از اجزاء هستی (به گونه‌ای کاملا خوانا و روشن) برای دیگر اجزاء تعریف شده، و ارتباط به اندازه و مناسب و همنشینی نظام‌مند آن‌ها در عالم کثرات و گوناگونی‌ها با یکدیگر ممکن می‌شود.

ج ـ مطابق با گفتار فوق، و در ساختار مثالی مشابه، هر یک از اشیاء عالم وجود را درنزدخداوند (عندالله) حقیقتی است مُعیّن و مُقَـدَّر (بهمعنی اندازهشده)، و البتّه فارغازمحدودیّت‌های عالممادّه چون: مادّه و شکلخاصِّکالبدی وکمیّتهائی محدودکننده چون طول و عرض و کُلُفتی و. . . ، و به همین دلیل باقی و جاوید، و بنابراین تغییرنایافتنی، است که در این نوشتار از آن با عنوان «هندسه ذاتی» و یا همان «هندسه آسمانی» شئ یاد شده است.

د ـ و نهایتاً مُراد این‌نوشتار از «معماری اسلامی» ساختاری نظام‌مند و وحدت‌گراست که کُلّاً و جُزعاً و در هر دو زمینه کالبد و محتوی، تسلیم «دین یا قانون واحد اسلام» و بنابراین هم‌جهت با آن است، و مراد از «اسلام» در این تحقیق قانونی است واحد و جهان‌شمول که بر هر دو عالم کالبدومعنی، (ظاهر و باطن و یا صورت و عقل) حاکمیتی بلامنازع و علی‌الاطلاق دارد.

حساب کاربری
X