هنرِ اسلامی

«هنرِ اسلامی» یعنی «نمازگزاردن». «نمازگزاردن» یا به نماز ایستادنِ هنرمند، در «نمازخانه‌ای» به اسمِ «زمین». گفتیم «زمین» همان «رَحِم» است و «رَحِم» یعنی «محلِّ اتصال»، «محلِّ اتصال به اصل»، «محلِّ اتصال به ریشه». «اصلِ» ما، خودِ خودش است، خودِ همان «عقلِ کلّ» است و ما عقلِ جزئی هستیم. مثلِ ریشۀ درخت با ساقۀ اصلی (که می‌شود رسول الله) و همۀ ما که در حقیقت، شاخ و برگ‌ها هستیم. حالا شاخه‌های اصلی دانشمندان و ساقه‌های فرعی‌تر مثلاً صنعت‌گران و برگ‌ها که استفاده‌کننده‌های نتایجِ همۀ آن‌ها هستند ولی همه در آنِ واحد در حالِ «نشان دادنِ او» هستند، و او را «از قوّه به فعل» در می‌آورند، «از حالتِ نامعلوم به حالتِ معلوم» و «از ناپیدایی به پیدایی» می‌آورند. پس «هنرِ اسلامی» یعنی «نمازگزاردن» و «نمازگزاردن» یعنی به نماز ایستادنِ هنرمند، در نمازخانۀ زمین بر «سجّادۀ عاشقی». بسترِ این‌کارها هم «عشق» است.

اشتراک:

مطالب بیشتر:

سوالات خود را ارسال کنید

حساب کاربری
X